پنج دقیقه بیشتر
|
|
5 دقیقه بیشتر
پنج دقیقه بیشتر در پارک شهر، زنی با یک مرد روی نیمکتی نشسته بودند و به
کودکانی که در حال بازی بودند نگاه می کردند. زن رو به مرد
کرد و گفت : "پسری که لباس قرمز به تن دارد و از سرسره بالا
می رود پسر من است." مرد در جواب گفت: "چه پسر زیبایی!"
و در ادامه گفت : "او هم پسر من است." و به کودکی اشاره
کرد که داشت تاب بازی می کرد. مرد نگاهی به ساعتش
انداخت و پسرش را صدا زد: "تامی ، وقت رفتن است. " اما
تامی که دلش نمی آمد از تاب پایین بیاید گفت: "بابا! فقط ۵
دقیقه دیگه، باشه ؟" مرد سرش را تکان داد و قبول کرد. مرد و
زن باز صحبت کردند. دقایقی گذشت و پدر دوباره صدا زد :
"تامی! دیر می شود، برویم." ولی تامی باز خواهش کرد: "بابا!
۵ دقیقه، این دفعه قول می دهم." مرد لبخندی زد و باز قبول
کرد. در همین هنگام زن رو به مرد کرد و گفت: "شما آدم
خونسردی هستید ولی فکر نمی کنید پسرتان با این کارها لوس
بشود؟" مرد جواب داد : "دو سال پیش در حادثه ی رانندگی
پسر بزرگترم را از دست دادم. من هیچ گاه برای سام وقت
کافی نگذاشته بودم. تامی فکر می کند که ۵ دقیقه بیشتر برای
بازی کردن وقت دارد ولی حقیقت آنست که من ۵ دقیقه بیشتر
وقت می دهم تا بازی کردن و شادی او را ببینم."
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 18:2 درخت بامبو
روزی تصمیم گرفتم همه چیز را رها كنم. شغلم را، دوستانم را، مذهبم را و خلاصه تمام وابستگي هاي زندگی ام را ! به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خداوند صحبت كنم و اگر نتوانستم دليلي براي ادامه ي زندگيم بيابم به آن خاتمه دهم ! فریاد زدم:
«خدایا، آیا می توانی دلیلی برای ادامه این زندگی برایم بیاوری ؟» پاسخ او مرا شگفت زده كرد. او گفت:
«آیا سرخس و بامبو را دیده ای؟»
«بلی.»
خداوند فرمود:
«هنگامی كه درخت بامبو و سرخس را آفریدم، به خوبی از آن ها مراقبت نمودم. به آن ها نور و آب و غذای كافی دادم. دیر زمانی نپایید كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نكردم.
در دومین سال سرخس ها بیشتر رشد كردند و زیبایی خیره كننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. من بامبوها را رها نكردم.
در سال های سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نكردند. اما من از آن ها قطع امید نكردم.
سرخس بسیار كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید.
شوند.. ریشه هایی كه بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برای زندگی بدان نیاز داشت را فراهم می كردند.
ها و مشكلات خودت بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحكم می ساختی؟ من در تمامی این مدت تو را رها نكردم همان گونه كه بامبوها را رها نكردم.
متفاوتند اما هر كدام به نوبه خود به زیبایی جنگل كمك می كنند.. زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می كنی و قد می كشی!»
از او پرسیدم:
«من چقدر قد می كشم؟»
در پاسخ از من پرسید:
«بامبو چقدر رشد می كند؟»
جواب دادم:
«هر چقدر كه بتواند.»
گفت: «تو نیز باید رشد كنی و قد بكشی. هر اندازه كه می توانی!
هر زمان پشتيبان تو خواهم بود!
آنچه امروز یک درخت را تنومند، سایه گستر و پر ثمر ساخته است، ریشه دواندن دیروز بذر آن در تاریکی های خاک بوده است. در هنگامه ی رنج های بزرگ، ملال های طاقت فرسا، شکست ها و مصیبت های خرد کننده، فرصتهای بزرگی برای تغییر، گام نهادن به جلو و تصوري براي خلق آینده ایجاد می شود. ماموریت شما در زندگی بی مشکل زیستن نیست، بلكه با انگیزه زیستن و اميدوار زيستن است ...
با همه شادیها و غمهایش، با همه ملال ها و دلفریبی هایش، باهمه شکست ها و پیروزی هایش و با همه خاطرات تلخ و شیرینش، و زندگی را دوست بدار و به سرنوشت امیدوار باش، هر روز را با امید و ایمان به خدا و فردايی بهتر به شب برسان، این گونه باش تا زندگی برایت سهل تر و زیبا تر شود، یقین داشته باش که از دید خداوند پنهان نخواهی ماند و همواره از مراقبت و همراهي او نيز بي بهره نخواهي بود ...
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 17:57 بگذار تو را یاری کنم!
چند سال پیش در المپيک معلولان در شهر سياتل؛ نـُه دونده در خط شروع براي مسابقه دوی صـد متر ايستاده بودند.تير شروع مسابقه شليک شد؛ هر یک از دونده ها سعي مي کردند بدوند و برنده شوند. ناگهان پاي يکي از آن ها پيچ خورد و افتاد و شروع به گريه کرد. هشت دونده ديگر پس از شنيدن صداي گريه او دست از مسابقه کشيدند و باز گشتند. يک دختر عقب مانده ذهني کنار او نشست او را در آغوش گرفت و به او دلداري داد. سپس همه ی دونده ها در کنار هم راه رفتند تا به خط پايان رسيدند ... تمامي جمعيت حاضر در استاديوم ايستاده بودند و براي آن ها دست مي زدند ... تشويقي که مدتی بسيار طولاني ادامه پيدا کرد...
کساني که نظاره گر اين صحنه بودند هنوز درباره ی آن حرف مي زنند . مـي دانيد چــرا؟ زيرا اين حادثه عميقاً در قلب آن ها تاثير گذاشت و ما همه مي دانيم چيزهاي مهم تري از برنده شدن يک نفر در دنيا وجود دارد.
حتي اگر به اين معني باشد که قدم هاي خود را آهسته تر کنيم و در شيوهً زندگي خود تغييراتي ايجاد کنيم.
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 17:53 جانبازان بستر يدر روانپزشكي
سلام...امروز بخش ای سی تی در واقع تشنج درمانی بودم در این بخش بیماران روانی درمان دارویی جواب نمیدهند درمان الکتروشوک مغزی براشون در نظر گرفته میشه... مددجویی اومد که بسیار آژیته بود میگفت شهید شدم..جعبه ام...و ... هذیان داشت وقتی شرح حال موجود در پرونده اش رو خوندم سابقه فعالیت در خط مقدم جبهه رو بمدت ۱۱ ماه داشت و الان هنوز صدای بمب و انفجار و موشک در گوشش میشنید...آری گذشت اما کجایند انها کجایید ای شهیدان خدایی بلا جویان دشت کربلایی...کجایند آنها که جانشان رو در کف دستهایشان گذاشتند و رفتند تا از ما و سرزمین و ناموسشان دفاع کنند و آنهایی هم که برگشته اند اینگونه باید در گوشه گوشه اسایشگاهها و بخشهای روانپزشکی آنها را یافت..
نوبت شروع درمان این بیمار شد به دانشجوهام گفتند اینا رفتند و برای ما فدا شند حالا بچه ها ما که الان نقش پرستار ور داریم دینی که بر گردن ما دارند میتونیم ادا کنیم ؟؟؟؟؟
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در یکشنبه بیست و هفتم دی 1388 و ساعت 22:9 نامه ی ابراهام لینکن به اموزگار فرزندش
به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. به او بیاموزید که هرگز حسد نورزد.
به او نقش و تاثیر شگرف و مهم خندیدن را یاداوری کنید.
به او نقش مهم کتاب را در زندگی اموزش دهید.
به فرزندم بیاموزید به ازای هر انسان ناپاک انسان های صادقی هم وجود دارد. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد.
به فرزندم بیاموزید در مدرسه بهتر است مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به او بیاموزید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه در خلاف او حرف بزنند. به او یاد بدهید همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند. به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای حرفش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در چهارشنبه شانزدهم دی 1388 و ساعت 11:23 حواس پرتی چیست؟
ما می خواستیم روش صحیح مطالعه متمرکز را برای
شماتوضیح دهیم، دیدیم که باید ابتدا حواس پرتی را تعریف کنیم. شاید شما تا به حال خیلی به “حواس پرتی”
فکر کرده باشید و بارها از خود پرسیده باشید که چرا
گاهی به هنگام مطالعه حواس آدم پرت می شود؟ ما
نمی دانیم که شما برای این سؤال خود چه جوابی پیدا
کرده اید اما پاسخ صحیح این پرسش را به شما می
کوییم: “حواس پرتی چیزی نیست جزتمایل ذاتی ذهن
به درگیری و فعالیت.”
ذهن شما همواره می خواهد درگیر و مشغول باشد.
بنابراین اگر آنچه که اکنون انجام می-دهید در شما
درگیری و مشغولیت ذهنی ایجاد کند، فکر شما دیگر
لزومی احساس نمی کند که به جای دیگر برود و در آنجا
درگیر شود. اما اگر در انجام این کار، درگیری ذهنی
ایجاد نشود، ذهن شما شتابان به جایی می رود که خود
را در آنجا مشغول کند. و این همان حواس پرتی است.
برای روشنتر شدن موضوع، مثالی بزنیم: وقتی دوستتان با شما صحبت می کند، اگر بتواند با بیان خود در شما
مشغولیت ذهنی و توجه و علاقمندی ایجاد کند، شما با
تمرکز فراوان به تمام حرفهایش گوش می دهید. اما اگر
او نتواند چنین تأثیری در شما بگذارد چون ذهن شما
درگیر نمی شود به سرعت فکر دیگری به ذهنتان راه می یابد و شما در حالی که به مخاطب خود خیره شده اید، دارید به چیز دیگری فکر می کنید. چیزی که در شما درگیری ذهنی ایجاد می کند.
ذهن شما مدام به فعالیت نیازمند است و این نیازمندی را هنگامی که شما مشغول مطالعه کردن هستید، هم دارد. بنابراین اگر آنچه که می خوانید، در شما درگیری ذهنی ایجاد کند، شما مشتاق و متمرکز پیش می روید. در غیر این صورت چشمتان خطوط را دنبال می کند و ذهنتان در جایی دیگر مشغول می شود. به عبارت دیگر، حواستان پرت می شود.
راه چاره پیش از هر چیز، باید به خاطر داشته باشید که این شما هستید که باید ذهن خود را با موضوع مطالعه درگیر کنید. معمولاً سبک نوشتاری کتاب تلاش می کند که در شما درگیری ذهنی ایجاد کند اما عمده کار با خود شماست. ما اکنون می خواهیم روش مطالعه متمرکز را به شما آموزش دهیم، برای آن که درگیری ذهنی شما
پایدار بماند. می خواهیم ذهن شما با جمله جمله کتاب درگیر شود. می خواهیم که شما یک مطالعه کننده فعال باشید. روشهای سنتی مطالعه که شما پیش از این داشته اید، شما را از یک مطالعه متمرکز باز می دارد و باعث می شود که حواس شما مدام پرت شود.
روشهای مطالعه متمرکز “تند خواندن” راننده ای را در نظر بگیرید که با سرعت بسیار کمی مثلاً
۲۰ کیلومتر در ساعت در حرکت است. وقتی سرعت این
راننده تا این حد کم است، دیگر به توجه و تمرکز فوق
العاده ای نیاز ندارد و چون ذهن درگیر نمی شود، مدام
در جایی دیگر مشغول می شود. راننده می تواند از
داشبورد چیزی بردارد، شیشه را پاک کند، به مناظر
بیرون نگاه کند و حتی غرق در تخیل شود. اما وقتی
سرعت زیاد شد، خود به خود درگیری ذهنی بیشترمی
شود و ذهن بیشتر به رانندگی متمرکزمی شود و راننده
دیگر فرصت ندارد به چپ و راست نگاه کند و یا مشغولیتهای ذهنی دیگری داشته باشد. اساساً ذهن
چنان درگیر است که تمایلی برای درگیر شدن در جای
دیگر ندارد. در مطالعه هم دقیقاً همین حالت وجود دارد.
وقتی شما به بهانه بهتر فهمیدن بسیار کند پیش می
روید و کلمه به کلمه می خوانید، درگیری ذهنی مطلوبی را ایجاد نمی کنید و ذهن شما که از این ساکن بودن کلافه می شود، خود را در جایی دیگر مشغول می کند و حواستان پرت می شود. ما نمی گوییم آن قدر تند بخوانید که هیچ چیز نفهمید،
بلکه می گوییم سرعت مطالعه خود را تا آنجا افزایش دهید که یک درگیری ذهنی مطلوب ایجاد شود. در این سرعت، ذهن متمرکز است. می بینید که اگر کمی غفلت کنید، سانحه ای رخ می دهد. حتی اگر بتوانید سرعت مطالعه خود را به دو برابر افزایش دهید بسیار عالی است چرا که هم در وقت خود صرفه جویی نموده اید و هم با درگیری ذهنی و تمرکز بیشتری خوانده اید. تا می توانید سرعت مطالعه خود را افزایش دهید و سریعتر از آنچه که قبلاً می خوانده اید بخوانید. البته خوب می دانید که این سرعت، نسبی است و در متون مختلف مانند رمان، ادبیات، شیمی، فیزیک و . . . متفاوت است. مسلماً شما متون ساده تر را با سرعت بیشتر می خوانید. ما می گوییم سرعت خود را با توجه به سرعت قبلی خود بیشتر کنید. یکی دیگر از معایب کند خواندن این است که شما وقتی آرام و لغت به لغت می خوانید، درک ذهنی کمتری دارید چرا که ذهن با مفاهیم سر و کار دارد نه با کلمات. یادتان باشد مفهوم، همیشه در یک عبارت است نه یک واژه. وقتی شما کلمه شیر را می خوانید، ذهن نمی داند منظور شیر گاو است یا شیر جنگل یا شیر آب. اما وقتی جمله “شیر آب را بستم.” سریعاً خوانده می شود، درک بهتر و سریعتری حاصل می شود. مطالعه اولیه مطالعه اولیه همان گرفتن اطلاعات ابتدایی است. در مطالعه اولیه، قصد شما کنجکاو کردن ذهن با گرفتن
اطلاعات ساده و کم حجم و مقدماتی است. در مطالعه
اولیه شما متن را خط به خط نمی خوانید بلکه نگاهی
گذرا به متن می اندارید و یک سری مفاهیم اولیه را از
متن می گیرید که مثلاً متن حول و حوش چه موضوعی
است. پس از آن باید به خود رجوع کنید و ببینید که خودتان از پیش چه اطلاعاتی درباره موضوع دارید و یا این که از قبل، از کسی چیزی شنیده اید یا مطالعه کرده اید. اطلاعات اولیه خودتان را به اطلاعات اولیه کتاب، در این بررسی اجمالی بیافزایید. سؤال کردن یادتان باشد که پیش از مطالعه، با یکی دو سؤال، ذهن
خود را هدفدار کنید. وقتی می گوییم هنگام مطالعه مدام
از خودتان سؤال کنید، منظورمان این است که پیش از
مطالعه، در حین مطالعه و پس از آن، می توانید از خود
بپرسید. شما معمولاً برای طرح سؤالات از خود یک سری سؤالات حافظه ای کم ارزش می پرسید. مثلاً “بوعلی
سینا کی متولد شد؟”، “جنگ جهانی دوم در چه تاریخی
شروع شد؟”، “هیمالیا کجاست؟” و . . . این سؤالات
معمول، کم ارزش ترین سؤالاتی است که شما می توانید از خود بپرسید... در کتاب “روشهای مطالعه” نوشته “کی پی بالدریج” و
ترجمه دکتر علی اکبر سیف، به طرح سؤالات هفت گانه
“گانیه” اشاره شده است. این سؤالات هفت نوع میباشد. طرح این سؤالات بسیار ارزشمند و مفید است و فوق
العاده در ایجاد تمرکز حواس مؤثر است. ما در زیر به
اختصار، این سؤالات هفت گانه را توضیح می دهیم.
سؤالات هفت گانه گانیه ۱. سؤالات حافظه ای: این سؤالات کم اثرترین و کم اهمیت ترین سؤالات هستند. این نوع سؤالات صرفاً با یادآوری اطلاعات سر وکار دارد.
مانند: کشورهای همسایه ایران کدامند؟ بوعلی سینا در
چه تاریخی متولد شده است؟ جنگ جهانی اول در چه
تاریخی رخ داد؟ ۲. سؤالات ترجمه ای: این نوع سؤالات، قوی تر و بهتر از سؤالات حافظه ای
هستند. این سؤالات تا حدی شبیه به “زبان گردانی”
هستند که قبلاً درباره آنها صحبت کردیم. سؤالات ترجمه
ای یعنی بیان یک مفهوم پیچیده یا یک مطلب دشوار به
زبان ساده تر، مانند این که: گشتاور به زبان ساده یعنی
چه؟، فرمول انیشتین به زبان من چه می شود؟، افزایش
شعاع مولکولی را نسبت به افزایش عدد اتمی روی نمودار چگونه می توان نشان داد؟ ۳. سؤالات تفسیری: این سؤالات را سؤالات رابطه ای هم می گویند، که به
کشف و درک روابط میان دو مفهوم می پردازد. این رابطه
می تواند تشابه یا تفاوت باشد. این سؤالات از سؤالات
ترجمه ای کمی بهترند: سؤالاتی مانند: “تفاوت دندانهای گوشتخواران با گیاهخواران چیست؟”، “حافظه از نظر ساختار و عملکرد، چه وجه تشابهی با کامپیوتر دارد؟ “و . . . از نوع سؤالات تفسیری هستند. ۴. سؤالات کاربردی: جالب ترین نوع سؤالات هستند. این سؤالات همان طور
که از نامشان بر می آید می خواهند مطالب علمی را به مسائل روزمره ربط دهند و آنها را در عمل بسنجند. مثلاً
“چگونه می توان از اصطکاک ناشی از کشش اجسام روی زمین کاست؟ “، “تشویق، بلافاصله پس از یک عمل
خوب چه نقشی در شکل گیری شخصیت کودک دارد؟” و . . .
۵. سؤالات تحلیلی: این سؤالات از چهار نوع بالا بهترند و سؤالات منطقی و استدلالی نیز خوانده می شوند. در این نوع از سؤالات ما قدمهای منطقی یک شخص یا تغییر و تحول یک شیء یا وضعیت را از نقطه شروع تا پایان بررسی می کنیم. مثلاً “آنتونی رابینز روان شناس به نام امروز، چگونه با ناکامیها ، زندگی خود را دگرگون کرد؟” یا “هواپیما چگونه به وجود آمد؟” و . . . ۶. سؤالات ترکیبی: این سؤالات که از سؤالات تحلیلی قوی ترند، به سؤالات خلاق معروفند. در این سؤالات، شما با پهلوی هم قرار دادن اطلاعات و ایده ها و اندیشه های قبلی به طرح اندیشه های نو دست می زنید و آن را به سؤال می گذارید. مثلاً “تناسب جمعیت و مسکن را در۲۰ سال آینده ایران چگونه پیش بینی می کنید؟” یا “چه ماده ای می توان به چای افزود تا نوشیدنی خوش طعم تری شود؟” و . . . ۷. سؤالات ارزش نگاری: این سؤالات قوی ترین سؤالات است. در این سؤالات، ما درباره مؤلف، نویسنده، مترجم، و متن کتاب داوری می کنیم و نظر خودمان و روش خودمان را با نظر و روش آنها مقایسه می کنیم. مثلاً از خود می پرسیم از بین رمانهای رومن رولان، نویسنده فرانسوی (جان شیفته، ژان کریستف، زندگی تولستوی، زندگی بتهوون و . . .) کدام اثر، شخصیت خود رومن رولان را نشان می دهد؟ باید توجه داشته باشید که این سؤالات را خواننده طرح می کند و از خود سؤال می کند و به آنها پاسخ می دهد و هرچه سؤال قویتر مطرح می شود، تمرکز و علاقه بیشتری هم ایجاد می شود. براین نکته تأکید می کنیم که خودتان باید سؤال طرح کنید نه این که به چند سؤال مطرح شده در کتاب پاسخ دهید. وقتی که خود شما سؤال طرح می کنید، بیشتر به پاسخگویی علاقمند می شوید. البته به سؤالات کتاب هم فکر کنید و به دنبال پاسخگویی به آنها هم باشید اما حتماً با توجه به متن، اطلاعات قبلی و نظر و ایده خود سؤالات دیگری را هم مطرح کنید. نوشتن: هنگام مطالعه، همیشه قلم و کاغذی در دست داشته باشید. چه آنچه که می خوانید رمان باشد چه شعر، چه مطالعه آزاد، چه کتاب درسی، اعم از حفظ کردنی یا فهمیدنی. در یک مطالعه فعال و پویا، کمتر چیزی می تواند به اندازه قلمی که در دست دارید، ذهن شما را درگیر و متمرکز کند. این قلم، مهمترین ابزار شماست. با آن، همه چیز را یادداشت می کنید. اگر رمان می خوانید همین طور که جلو می روید در حاشیه کتاب و یا در کاغذی دیگر با نویسنده درگیر شوید. اگر جایی برایتان خیلی جالب بود، در حاشیه بنویسید: “چه جالب! ” اگر برایتان تعجب آور بود علامت تعجب بگذارید. اگر برایتان سؤال برانگیز بود حتی می توانید در حاشیه، سؤال خود را مطرح کنید و حتی در جایی نظرتان را اعلام کنید. نظرتان را با نظر نویسنده مقایسه کنید. یک مطالعه کننده فعال با قلم خود مدام با نویسنده درگیر می شود و عقاید و عواطف خود را خواه موافق خواه مخالف، به شکلی با نوشتن اعلام می کند. خودتان را ملزم کنید که با نوشتن، نظر خود را بگویید. این گونه ذهن شما همواره متمرکز می ماند چون ملزم است در هر لحظه عاطفه و اندیشه خود را بیان کند. اگر کتاب، کتاب درسی شماست، از نکات مهم کتاب یادداشت برمی دارید که این یادداشتها بهتر است در برگه ای جدا نوشته شود. برای آن که به اهمیت یادداشت برداری پی ببرید، اینک فواید آن را برای شما توضیح میدهیم
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در دوشنبه هفتم دی 1388 و ساعت 18:28 امتحان پايان ترم
در هر سن و سال و وضعیت تحصیلی كه باشیم باز هم امتحان،
امتحان است و ترس و اضطراب های خاص خودش را دارد. قصد ما ترساندن بیش از حد شما از امتحان نیست. در این مطلب شما را با روش های كاربردی آشنا می كنیم كه می تواند در
آمادگی شما برای امتحانات پایان ترم مفید واقع شود.
از نیروی فكری و ذهنی است. مهمترین دلیل كه باعث می شود مطالب درسی در زمان برگزاری امتحانات به فراموشی سپرده شود، عدم داشتن حضور ذهن است. استفاده صحیح از نیروی ذهن به همراه یك برنامه ریزی متناسب و دقیق و به كارگیری قواعد اصولی حین مطالعه از مهم ترین عوامل در به خاطر سپردن مفاهیم و نهایتاً موفقیت دانش آموز در امتحانات است. آموزان در كلاس های یادگیری روش های آموزشی می پرسند. قدم اول برای مطالعه درس های امتحانی، تنظیم برنامه درسی است. درس خواندن نیز همانند دیگر مسائل مهم زندگی به برنامه ریزی و تنظیم و دقت نیاز دارد. برنامه ریزی به شما كمك می كند كه استفاده مفیدتری از مدت زمانی كه در اختیار دارید بكنید و انرژی ذهنی تان را بیهوده هدر ندهید. برنامه ریزی را با یك هدف آغاز كنید. مثلاً تعیین كنید كه در مدت زمانی كه تا شروع امتحانات در پیش دارید، می خواهید چه درسی را بیش از همه مطالعه كنید و یا در چه درسی ضعیف هستید كه باید بیشتر روی آن تمركز كنید. به این توجه نكنید كه چون استعداد زیادی در بعضی از درس ها مثلاً ریاضی ندارید، وقت گذاشتن بی فایده است. این یك حقیقت است كه ما كاری را انجام می دهیم كه دوست داریم. اما اگر هدف از درس خواندن برایمان روشن باشد دیگر علاقه داشتن یا نداشتن و حتی استعداد مهم نیست. هدف در شما انگیزه ایجاد می كند كه با خاطری آسوده و به دور از تنفرات درسی به یادگیری درس موردنظر بپردازید. در برنامه ریزی خود تنها به یك درس اكتفا نكنید. برخی افراد از شیوه مطالعه تك درس استفاده می كنند. اینكه شما یك هفته برای خواندن یك درس وقت بگذارید، ذهن تان خیلی زود خسته شده و یادگیری تان كاهش می یابد. به جای شیوه تك درس، مطالعه ۳ ، ۴ درس را در برنامه تان بگنجانید. هر چقدر تنوع در زمان بندی و دروس مورد مطالعه، بیشتر باشد بازده ذهنی شما نیز بیشتر خواهد بود. به تناسب بین دروس انتخابی نیز توجه كنید. مطالعه همزمان درس هایی كه با عدد و فرمول سروكار دارد، شیوه كارآمدی نیست. خواندن شیمی و فیزیك در یك روز به طور چشمگیری ذهن شما را خسته می كند و مانع از ادامه فعالیت مغزی شما می شود. تركیب درس های مفهومی مثل ریاضی و فیزیك با درس هایی كه به حفظیات معروفند مثل ادبیات بهترین شیوه برای مطالعات تمام وقت به شمار می رود.
آماده می كنید به معنی حذف تفریح و سرگرمی از برنامه روزانه نیست. بعد از ۴۵ تا ۵۰ دقیقه مطالعه به یك ربع استراحت نیاز دارید. نوشیدن یك لیوان آب میوه یا شیر به همراه بیسكویت، آجیل در این میان تاثیر مفیدی بر عملكرد مغزی شما خواهد داشت. می توانید برای خودتان پاداش تعیین كنید. با خودتان قرار بگذارید كه اگر فلان درس را به موقع و البته با یادگیری كامل تمام كردید، به تماشای برنامه تلویزیونی دلخواه بروید یا موزیك مورد علاقه تان را گوش دهید. حال پس از اینكه برنامه ریزی كردید و طول مدت مطالعه را تعیین كردید، به مطالعه مشغول شوید. چگونگی مكان و زمان مطالعه تاثیر مهمی در فرآیند یادگیری شما دارد. البته این موضوع به روحیات شما بستگی دارد. های شلوغ و با هر سروصدایی می توانند به مطالعه بپردازند. در هر حال باید در هر مكانی كه هستید تمركز حواس داشته باشید.
اصلی شوند.
و از سروصدا و رفت وآمد دیگران حاصل می شود، از مهمترین مواردی است كه باعث از دست رفتن تمركز و حضور ذهن می شود. در این زمان صدبار هم كه یك نوشته را بخوانیم در ذهن مان ثبت نمی شود. قدر كه چیزی نفهمید. سرعت مطالعه خود را تا آنجا افزایش دهید كه یك درگیری ذهنی مطلوب ایجاد شود. تندخواندن نوعی مطالعه اولیه به صورت سریع است كه باعث می شود با مفاهیم كلی درس آشنا شوید. سپس از خودتان سئوال بپرسید. سئوالاتی كه حول وحوش موضوع اصلی درس دور می زند به شما كمك می كند با ایجاد ارتباط بین مفاهیم، یادگیری درس را برای خودتان آسان سازید. البته یادگیری شما باید در طول سال تحصیلی و همزمان با آموزش درس موردنظر انجام گیرد، یادگیری كه در اینجا گفته می شود تكرار مجدد درس و به خاطر سپردن آن در مغز است. ساده است. تمامی زیرنویس ها، پاراگراف ها، سرفصل ها و مطالبی را كه مهم به نظر می رسند بخوانید، حتی اگر كمی از مطلب را بفهمید، بهتر از آن است كه چیزی از آن سر در نیاورید. در یادگیری فرمول ها و لغات خارجی به جای حفظ كردن آنها، شكل شان را به خاطر بسپارید. به كارگیری گوش و چشم در درك مطالب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از طریق سمعی هم می توانید به درك مفاهیم درسی نائل شوید. صدای خودتان را ضبط كنید و در طول روز گوش كنید. این كار به شما كمك می كند تا در هر لحظه ای حتی زمانی كه به استراحت مشغولید از طریق تكرار، مطالب را در حافظه تان ثبت كنید
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در شنبه پنجم دی 1388 و ساعت 19:4 فشار رواني در حوادث غير مترقبه
هر فردی در هر سن و موقعیتی دچار استرس می شود و همه روزه با آن زندگی می كند. اگرچه استرس های شدید و مهار نشده ممكن است هر یك از جنبه های زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد و سلامت فیزیكی و روانی وی را به مخاطره اندازد، با این وجود استرس به خودی خود بد نیست و شاید بتوان گفت رویارویی با استرس های مثبت چالشی برای رشد، تطابق و یافتن راه حل های خلاق است.
كلید كنار آمدن با استرس ها پی بردن به این نكته است كه چگونگی درك عامل استرس زا و پاسخ به آن بیش از خود موقعیت استرس زا اهمیت دارد.اگرفرد با دیدی متفاوت با بحران روبرو شده ، انعطاف بیشتری داشته باشد و برای افزایش حس تسلط بر خود راهی پیدا كند ، در این صورت به جای احساس مغلوب شدن ، احساس موفقیت خواهد داشت. با آموختن چگونگی پیشگیری از انباشتن استرس و ساماندهی گونه اجتناب ناپذبر آن می توان به جای تحمل هشدار ، ترس و فرسودگی با آنها مقابله كرد. هنگامی كه هر فردی یاد بگیرد تنش ها را رها كند، منابع درونی خود را غنی سازد رفته رفته فائق آمدن بر استرس را احساس خواهد كرد . برای چنین فردی استرس بیشتر به صورت نوعی چالش زندگی و نه امری ناگوار در می آید. در این راستا “ بهداشت روانی” با استفاده از شیوه های كارا و مناسب مهارت های سامان دهی استرس را به افراد می آموزد.به طور كلی بهداشت روانی مجموعه عواملی است كه در پیشگیری از ایجاد و یا پیشرفت روند وخامت اختلالات شناختی، احساسی و رفتاری در انسان مؤثر است . بنابر این در حوادث غیر مترقبه نیز كه استرس شدید و اجتناب ناپذیری را سبب می شوند می توان با بهره گیری از عوامل مؤثر در بهداشت روانی فشار روانی را كاهش داده و از عوارض بعدی جلوگیری كرد. از جمله عوامل مؤثر در بهداشت روانی روش های تن آرامی Relaxation،تجسم خلاق، پسخوراند زیستی(بیو فیدبك)، مراقبهMeditation و … می باشند كه بسیار كارا استرس ناشی از حوادث غیر مترقبه را مهار می كنند. در این مقاله به شرح یكی از این روش ها(تكنیك تن آرامی)می پردازیم.
● روش : هنگام رویارو شدن با حوادثی كه استرس شدید و گریز ناپذیری را سبب می شنود بهترین راهكار ریلكس شدن به طور طبیعی در جهت كاهش واكنش های غیر طبیعی و هیجانی در برابر استرس و محرك های خارجی است و روش بسیار ساده برای ریلكس شدن طبیعی استفاده از تكنیك تن آرامی است. تكنیك تن آرامی یك مهارت عضلانی –عصبی است كه با تمرین های ساده روزانه به خوبی فرا گرفته می شود. در این روش فرد با قرار گرفتن در یك وضعیت وانهاده (مثلا دراز كش به پشت)با گردش آگاهی در تمام اندام های بدن (از نوك پا تا فرق سر)و رها سازی انقباض های عضلانی به آرامش و وانهادگی می رسد. سپس در مراحل پیشرفته تر با آگاهی از تنفس، حواس پنج گانه (شنوایی،بویایی و ….) ،عواطف و هیجانات، و در نهایت آگاهی از افكار، بصیرت خود را نسبت به خویش افزایش می دهد و در نتیجه كنترل و تسلط بیشتری نسبتبه خود پیدا كرده ، با اعتماد به نفس بیشتر با موقعیت های زندگی مواجه می شود . ▪ به طور كلی در اثر تمرین تن آرامی فواید زیر به وجود می آید: ـ تنش ها و انقباضات ماهیچه ای كه بر اثر استرس و اضطراب به وجود می آیند رها می شوند.همچنین انقباضاتی كه به مرور زمان و در اثر استرس های پیاپی مزمن شده اند رها شده ، دستگاه عصبی آرام می شود و آرامش عضلانی- عصبی ایجاد می شود. ـ سیستم درونی فرد( سلسله اعصاب، ضربان قلب، امواج مغزی، ریتم نفس ها و ...) متعادل و هماهنگ می شود در نتیجه فعالیت الكتریكی و سطح برانگیختگی پایین می آید. بنابراین علاوه بر آرامش جسمی،یك حالت آرامش روانی نیز به وجود می آید. ـ حس آگاهی از بدن(عضلات، احساسات، هیجانات و…)افزایش می یابد . بنابراین فرد قادر می شود هنگام بروز تنش محل دقیق تنش و تغییرات عضلانی، عصبی و هیجانی را تشخیص دهد . در نتیجه می تواند هیجانات خودرا كنترل كرده و از واكنش های هیجانی بپرهیزد . ـ توانایی زیستن در حال در فرد افزایش می یابد در نتیجه آگاهی و هوشیاری فرد از خویش و محیط اطراف افزایش می یابد و به بصیرت می رسد. ـ در جریان آرامش و آگاهی ، شرایط و محرك های محیطی را بهتر درك می كند . در نتیجه كنترل و تسلط وی بر محیط و جریانات محیطی بیشتر شده ،قدرت سازگاری وی بالا می رود.
ـدر نهایت اعتماد به نفس فرد بیشتر شده و می تواند در شرایط گوناگون با حفظ آرامش و خونسردی كنش درست و به موقع انجام دهد.
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در پنجشنبه سوم دی 1388 و ساعت 9:32 بودن يا نبودن
آدم برفي فقط ۱ پا دارد...
چشمانش از دكمه است اما ميخندد...
آدم برفي در برف ميخندد چرا كه اين شانس را دارد كه
باشد حتي آدم برفي باشد و باشد....
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در شنبه بیست و یکم آذر 1388 و ساعت 20:47 اين متن رو امروز يك دختر خانم 17 ساله كه با تشخيص سايكوز در بخش بستري شده بود بمن داد تصمیم گرفتم متن اش رو در وبلاگ نوشته هام بزارم.....
شايد خانواده هايي كه يكي از اعضايشان به بيماري رواني مبتلا هست بدانند كه اين مددجويان مظلوم هميشه چشم به راه يه نفر از عزیزانشان هستن كه به ملاقاتشون بيایند...........
جاده ها همچنان مي گذرد و شخصي به دنبال يار ميرود سايه ها را ميپيمايد اما خبر از يار نيست گلهار ا مي پيمايد اما خبر از شقايق نيست چه كسي شكوفه ها را مي بويد چه كسي آيينه ها را مي پيمايد تا به قناري رسد چه كسي رهگذران را ميپيمايد تا خبري از مرغ عشق بيابد چه كسي سايه ها را طي مي كند تا به بهار برسد چه كسي گلها را مي بويد تا از بهار خبري بيابد روزها ميگذرد شب فرا ميرسد اما خبر از يار نيست...
نميدونم امروز نگراني ات چي بود و چرا اين متن رو نوشتي و بمن دادي اميدوارم هر چه زودتر گمشده ات به دیدنت بیاد و تو از اینهمه چشم به راهی در بیایی...
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت 12:10
|
|